راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


از تو کجا گریزم؟

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم یاراااااااااااااااااااااااااااااااا یارااااااااااااااااااااااااا ای دل ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی تو چگونه ببینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی ...

ادامه مطلب

56)

تا اَز خودم به سمت ِ خدا می گریزم دیگر چه حرف ِ این که چرا می گریزم؟   این جنگ و این گریز که دست خودم نیست از نیزه ی نگاه ِ خطا  می گریزم   گاهی فریب می خورم اینکه بمانم اما دوباره اَز همه جا می گریزم   در هر نَفَس به همسفری خیره هستم از جاده های وسوسه ...تا می گریزم   با آهوان ِ گمشده در دشت غربت از گ ...

ادامه مطلب

بعد تو

امرو به یک نفر گفتم که نامزد دارم و مراقب فاصلش و رفتارش باشه. باور نمیکرد آدمی تو حال و هوای من کسی رو داشته باشه و من اسم تو رو گفتم.گفتم دیشب پیامهای عاشقانشو دیدی و با هم دعوا کردیم.عذرخواهی کرد و قول داد حریمشو حفظ کنه. این اولی و آخری بعد از تو نیست که دکش میکنم . مگه بعد از تو میشه دوباره عاشق ش ...

ادامه مطلب

اسکارلت ، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام. آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تااینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم ...

ادامه مطلب

تقدیم به همسر عزیزتر از جانم

  ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر ر ...

ادامه مطلب

9

هندزفریمو میذارم...خنکه. "همین که یک نفر از دور... لباسش رنگ تو باشه" داشتم فک میکردم نظرت درباره اون دختر خوشگل هنرپیشه هه چیه؟فک کنم خیلی به هم میاین... "با آهنگی که دوست داشتی تموم کافه ها بازن تموم شهر همدستن منو یاد تو بندازن" داشتم میگفتم،دختر جذابیه.البته اگه توی اون محل تحصیلت نابود نشه اخلا ...

ادامه مطلب

نفس شکسته

مرا هیچ چیز عذاب نمیدهد جزاینکه دانسته خطاکردم ندانسته الوده شدم نشناخته وابسته شدم ونخواسته  رانده شدم .   زندگی زیباست حتی اگرکورباشی .خوش اهنگ است حتی اگرکرباشی .مسحورکننده است حتی اگه فلج  باشی .امابی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی   دلم شکسته تراز شیشه های شهر شماست .شکسته باد انکه دلش این چن ...

ادامه مطلب

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند نه راه پیش مانده برایم نه راه پس پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند آیینه های دور و برم را شکسته اند گل های قاصدک خبرم را نمی برند پای همیشه ی ...

ادامه مطلب

لغات زبان گزی (33):

اِم وَزن(em vazn): هم وزن اِم وِکَرت(emvekart): از پیچیدگی در آوردن اِم (em): هم اِماژوُن (emAzhun): یکدیگر ، همدیگر اِمبار (embAr): انبار اِمبار چینت(embArchint): انبارکردن آجروخشت خام در کوره آجر اِمبُر (embor):انبر إمَر گِلی (emaegeli): خیلی زشت اِمَراموُن (emarAmun): شکسته شدن اِمَرت (emart): شکست ...

ادامه مطلب

... دلم گرفته  دلم شکسته  کجایی چرا فراموشت نمیکنم حتما یه دلیلی داره شاید واقعا یه زندگی موازی این زندگی هست  خدایا من درموندم تو کمک کن کاش ... .... رفتی و ندیدی چه بی تو شکسته وبال وخسته ام رفتی و ندیدی چه بی تو چگونه پر شکسته ام رفتی و ندیدی نهادی چه اسان دل مرا به زیر پا رفتی و خیالت نمی کند زمانی مرا ره ...

ادامه مطلب

ای که رفته باخود دلی شکسته بردی این چونین به طوفان تن مرا سپردی ای که مهر باطل زدی به دفتر من بعداز تو نیامد که چه هاکه برس من ای خدای عالم چگونه باورم شد آنکه روزگار پنهان و یاورم شد سایه اش نماند همیشه بر سر من زیرلب بخندد به مرگ و پرپر من رفتی و ندیدی چه بی تو شکسته بال و خسته ام رفته ای و ندیدی چه بی ...

ادامه مطلب

کشتی شکستگانیم

یک مکعب سبز داشتم که جزئی از یک خانه ی عروسکی بود، یک روز از دستم سر خورد روی سرامیک ها و دو تکه شددو تا تکه از هم جدا شده اش را برداشتم و روی هم چفت کردم، محکم سر جایش فشار دادمانتظار داشتم چیزی که تا چند ثانیه پیش سالم بوده، همانطور که در یک لحظه خیلی خاص از وسط شکست و دو تکه شد، دوباره سالم شود، فقط ...

ادامه مطلب

دلم شکست

خبر داری اون اخرین باری که دیدمت دلم شکست ... از نگاه های معصومانه تو ... از محبت های بی احساس تو ... از حرف های سوزناک تو ... از لبخند های سرد تو ... از همه چیز تو دلم شکست ... چون دلت شکسته بود اونم بخاطر من حالا با این دل شکسته به کدوم نقطه زمین برم ...

ادامه مطلب

خدایا

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من جانا بعهد خود وفا کن     خدایا بی پناهم ز تو جز تو نخواهم     اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم دو دست دعا برآورده ام بسوی آسمانها که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها     چونیلوفر عاشقانه چنان میپیچم ...

ادامه مطلب

حسادت یا غبطه؟!مسئله این است!

خدا را هزاران مرتبه شکر،که من به این دنیا و به زندگی برخی از اطرافیانم آمدم!وگرنه آنها میخواستند رفتارهای چه کسی را سرلوحه ی کار خود قرار داده،به زندگی چه کسی نگاه کنند و عینا کارهای او را تقلید کنند و در نهایت هم به او بی محلی کرده و کاری که او کرده را کوچک و بی ارزش بشمارند،اما در حال ترکیدن باشند و ...

ادامه مطلب

اسلام علیک یا بقیه الله

خراب کرده‎ام آقا ؛ خودت درستش کن امید آخر دنیا ؛ خودت درستش کن نمانده پشت سر من پلی که برگردم خراب کرده‎ام آقا ؛ خودت درستش کن ببین چگونه به هم خورده کار من، ماندم به حق حضرت زهرا ؛ خودت درستش کن گرفت دست مرا هر کسی، زمینم زد شکسته بال و پرم را ؛ خودت درستش کن سفال توبه‎ی خود را شکسته‌‏ام از بس ...

ادامه مطلب

این روزاااا...

این روزا، دستم به نوشتن نمیره تقصیر من نیست!!! نوک مدادم شکسته دلم هم... چی بگم؟ اون هم شکسته!!! این روزا... زندگی رو سرد، سر می کشم طعم بیهودگی میده و اجبار!!! این روزا... میل و رغبتم رو  یه چیزی شبیه "مرگ" احاطه کرده و در برگرفته!!! لعنت به این روزا.... ...

ادامه مطلب

یا فاطمه(س)...

با سینه ی شکسته علی را صدا مکن... اینگونه پیش من کفنت را سوا مکن... هفتادوپنج روز ز من رو گرفته ای... امروز را بیا و ازاین کارها مکن... من رو زدم! تو خنده به تابوت میکنی؟! اینگونه بادلی که شکسته است تامکن... پیراهن اضافه نداری عوض کنی؟! پس برلباس خونی خود اعتنا مکن... ازاین طرف به آن ? ...

ادامه مطلب

یا فاطمه(س)...

با سینه ی شکسته علی را صدا مکن... اینگونه پیش من کفنت را سوا مکن... هفتادوپنج روز ز من رو گرفته ای... امروز را بیا و ازاین کارها مکن... من رو زدم! تو خنده به تابوت میکنی؟! اینگونه بادلی که شکسته است تامکن... پیراهن اضافه نداری عوض کنی؟! پس برلباس خونی خود اعتنا مکن... ازاین طرف به آن ? ...

ادامه مطلب

من هیچ وقت در زندگی آدمی نبـودمـ که قطعات شکسته ی ظرفی را با حوصله ی زیاد  جمع کنمـ و بِ همـ بچسبانمـ و بعد خودمـ را فریب بدمـ که این ظرفِ شکسته همان است که اول داشته امـ .. آنچه که شکست ، شکسته و من ترجیح میدهمـ که در خاطر خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنمـ تا اینکه آن تکه ها را به ...

ادامه مطلب

هرروز....

هر روز دلم در غم تو زارتر است       وز من دل بی رحم تو بی زارترست       بگذاشتیم، غم تو نگذاشت مرا       حقا که غمت از تو وفادارتر است   برمن در وصل بسته می دارد دوست    دل را به عطا شکسته میخواهد دوست زین پس من و دل شکستگی بر در او    چون دوست،دل شکسته می دارد دوست       ...

ادامه مطلب

چشمانم بارانیست

چشمهایم بارانیست       آری چشمهایم بارانیست       خود هم نمیدانم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟       این اشک چیست ؟که باعث میشود مژگان به ابر تبدیل شوند وباران اشک رابرسر گونه ها جاری کنند       شاید اشک قطرات خون دل باسند دلی که براثر بی محبتی شکسته ویا ترک برداشته وبه همین       خاطرقطرات       خون برای پیدا ک ...

ادامه مطلب

زمین بسیار خوش اقبال بود که تو را در این لحظه از زمان و در این نقطه از مکان در خود جای داد اگر خداوند بخشنده و مهربان نبود تو را هرگز به این کره خاکی نمی بخشید شاید تو پاداش میلیون ها سال صبر و وفاداری زمین بوده ای   پ.ن : غمگین و دل شکسته ام از اتفاقات اخیر ، ولی شکسته ها را اگر کنار هم بگذاری میبینی که ...

ادامه مطلب

اشک هایم

اشک هایم بی صدا و بی امان میبارد. اشک هایم از دل شکسته ام میبارد. چشمانم به اشک هایم عادت کرده و بی اشک کور میشود. اشک میریزم و دعا میکنم تا خدا عاقل کنم نادان هارا. اشک میریزم و امید دارم خدا بگیرد دل و سنگ از ادما. اشک میریزم از کبری که منو خورد میکند. اشک میریزم از ادمی که زیر پایش را نگاه نمیکند شاید دل ش ...

ادامه مطلب

آیات بخوانید که ماه علی گرفت              دستی رسید و راه نگاه علی گرفت              بابا رسید و دید گلش را و آه نه...            خاری مجال گفتن آه علی گرفت           دست خدا دو دست به زانو گرفته بود       کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود آتش زبانه از در و مسمار می کشید         دستی شکسته منت دیوار میکشید ...

ادامه مطلب

ای به دل آشنا...

           ای که رفته با خود دلی شکسته بردی...         این چنین به طوفان تن مرا سپردی...        ای که مهر باطل زدی به دفتر من...        بعد تو نیامد چه ها که بر سر من...        ای خدای عالم چگونه باورم بود !        سایه اش نماند همیشه بر سر من...       زیر لب بخندد به مرگ وپرپر من...        رفتی و ندیدی ک ...

ادامه مطلب

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن   پ.ن: حالم بد بود از ناراحتی این وقت شب زدم به یکی از کوههای غریبه.... تاریک بود همینجوری تنها میرفتم بالا هیچکس نبود... من بودم و غصه هام.... موقع برگشت راه و گم کردم داخل یه دره مانند بودم وحشت داشت ولی اندازه غصه هام نبود. به هر س ...

ادامه مطلب

مولای مهربان غزل های من سلام!سمت زلال اشک من، آقای من سلام!نامت بلند‌ و اوج نگاهت همیشه سبز؛آبی ترین بهانه دنیای من سلام!قلبی شکسته دارم و شعری شکسته تر،اما نشسته در تب غوغای من سلام!ما بی حضور چشم تو این جا غریبه ایمدستی، سری تکان بده، مولای من؛ سلام!تقدیم چشمهای تو این شعر نا تمامزیباترین افق به تماش ...

ادامه مطلب

زن

از حکیمی پرسیدند: معنی زن چیست؟ با تبّسم گفت: لوحی از شیشه است که شفّاف بوده و باطنش را می توانی ببینی. اگر با او مدارا کنیدرخشش افزون می شود و صورت خود را در آن مى بینی اما اگر روزی آن را شکستی جمع کردن شکسته هایش بر تو سخت مى شود اگر احیاناً جمعش کردی که بچسبانی بین شکسته هایش فاصله می افتد و هر موقع د ...

ادامه مطلب

ازکیمی پرسیدند: معنی زن چیست؟ باتبسم گفت: لوحی از شیشه است که شفاف بوده وباطنش را می توانی ببینی. اگربا مدارا او را لمس کنی درخشش افزون می شود و صورت خود را در آن می بینی اما اگر روزی آن را شکستی جمع کردن شکسته هایش بر تو سخت می شود اگر احیانا جمعش کردی که بچسبانی بین شکسته هایش فاصله می افتد و هر مو ...

ادامه مطلب

مبهم : با پارویی شکستهدر قایقی کوچک٬سوار بر موج های یخ زده ی دریاچه ای مبهم٬اسیر در میان مه و‌مرگ .... چه سفر مبهمی ٬نه ساحلی در دور ....نه آتشی روشن و گرم...نه دودی و نشانی٬فقط خاکستری مبهم . با دلی شکسته در قایقی کوچک ٬سرگردان در دریاچه ای مبهم . ( حامد ظفرانلو پاییز ۱۳۷۶) ...

ادامه مطلب

مبهم : با پارویی شکستهدر قایقی کوچک٬سوار بر موج های یخ زده ی دریاچه ای مبهم٬اسیر در میان مه و‌مرگ .... چه سفر مبهمی ٬نه ساحلی در دور ....نه آتشی روشن و گرم...نه دودی و نشانی٬فقط خاکستری مبهم . با دلی شکسته در قایقی کوچک ٬سرگردان در دریاچه ای مبهم . ( حامد ظفرانلو پاییز ۱۳۷۶) ...

ادامه مطلب

لانه ی عشق کجاست....

دستم تو دستات بود، اینقدر غرق در عشقت بودم که چشم بسته باهات پرواز میکردم....مست مست ...گاه جای خدا هم میپرستیدمت...یهو یه لحظه طوفان شد و دست هایم خالی ماند....تو گردباد طوفان چرخیدم...آن قدر چرخیدم که به آن طرف دنیا پرت شدم...زخمی و شکسته و تنها....بیدار شدم....باز به دنبال تو گشتم...نیمه جان...سایه ات  ...

ادامه مطلب

مژدگانی غرورهای شکسته

بردباریپیشه ی من استبرای توبرای زندگی!چون بذرهای نهفته در زمینمی مانم به انتطارتا پنجره ای از فراسوی امید بگشاید. """""""""""""" تا دست های توچهل ترانه در راهمبه سان بادهای شرقیاز کوچه جنگل های توفانمقامی های از یاد رفته رامژدگانی غرورهای شکسته کرده ام """"""""""""هنوز با نام توبه دشت های ستاره می گ ...

ادامه مطلب

فرشته ها نزدیک میشوند...

گاهی در اوج بی کسی هایت، دستی از راه دور می آید و روی شانه های شکسته ات آرام  می‌نشیند، چون مرهمی خنک، سوز این استخوان شکسته از زیر بار رنجها را سرد میکند، شانه های من  اندکی سبک، اندکی خنک، نقش دست محکم فرشته ای بروی آن نقش بسته است ،  گاهی فرشته ها از نقطه های دور چه نزدیک میشوند، در لحظه های معجزه اساسی زندگ ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1